خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





بازگشت قانع عزآبادی به یزد/رویدادهای ورزش دارالعباده را با گزارش پرهیجان و دلنشین عباس عزیز بشنوید

    شنیدم دوست عزیزم عباس قانع عزآبادی گزارشگر و مجری جوان و خوش ذوق رویدادهای ورزشی در رادیو و تلویزیون پس از سال ها به دیار خود یزد عزیز بازگشته و به گزارش برنامه های ورزشی به خصوص رشته پرطرفدار فوتبال در دارالعباده می پردازد.

    عباس عزیز که متولد ۱۴ تیر ۱۳۶۸ در دهستان رستاق یزد است فعالیت در رسانه و گوبندگی را از سال ۱۳۸۴ با شرکت در دوره گویندگی باشگاه خبرنگاران جوان در یزد آغاز کرد و سپس به کرمان رفت و بسیاری از رقابت های ورزشی به خصوص دیدارهای لیگ برتر فوتبال باشگاه های ایران را به طور زنده با صدایی پرهیجان و دلنشین از رادیو سراسری ورزش گزارش کرد.

    قانع عزآبادی که اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی - مدیریت ورزشی است٬ در استان های هرمزگان و آذربایجان شرقی نیز همکاری مستمری با رادیو ورزش و دیگر شبکه هایی رادیویی و تلویزیونی داشته است. 

    بدون شک با بازگشت عباس عزیز به یزد و ادامه تلاش های دیگر دوستانم از جمله علی ابوطالبی، امیدحسین مرشدی و مهدی جاور عزیز، برنامه های ورزشی دارلعباده در صدا و سیمای مرکز یزد پربارتر و شورانگیزتر خواهد شد. اشاالله...

    پانوشت۱: ۱۹ بهمن ۱۳۸۶ (بیش از پنج سال پیش) مطلب کوتاهی در مورد عباس قانع عزیز با عنوان "دیدار تیم های مس کرمان و استقلال تهران را جوانترین گزارشگر فوتبال جهان از رادیو ورزش گزارش می کند" در وبلاگ اخبار ورزش یزد به شرح زیر منتشر شد:

    دیدار ساعت ۱۳:۳۰ روز یکشنبه آینده (۲۱/۱۱/۸۶) تیم های فوتبال مس کرمان و استقلال تهران که از هفته بیستم لیگ برتر باشگاه های ایران در ورزشگاه شهید باهنر کرمان برگزار می شود توسط دوست عزیزم ٬ "عباس قانع عزآبادی" جوانترین گزارشگر فوتبال جهان٬ به طور مستقیم از رادیو سراسری ورزش گزارش خواهد شد.

    "عباس قانع عزآبادی" متولد ۱۴/۴/۶۸ از دهستان رستاق یزد و هم اکنون ساکن کرمان است. صدای قانع عزیز را ساعت ۱۳:۳۰ روز یکشنبه از رادیو ورزش بشنوید و نظر بدهید. (اینجا)

    پانوشت۲: مطلبی از عباس عزیز وقتی ۱۹ ساله بود:

    جوانترین گزارشگر ورزشی جهان که یک عزآبادی است 19 ساله شد

    درروستای محل سکونتم یعنی عزآباد و شرف آباد هر جا توپ فوتبال بود و بازی فوتبال انجام می گرفت، من نیز در آن جا حاظر بودم. ورزشگاه شهیدان مزیدی شرف آباد هر هفته محل تجمع بزرگان فوتبال این روستا بود. بچه هایی مثل من هرگز به بازی گرفته نمی شدند، اماعباس سمج تر از این حرفها بود. آنقدر التماس می کردم تا من را نیز به بازی بگیرند. به قول همه، یک مرده خور حرفه ای بودم. چون همانجا جلوی دروازه ی حریف می ایستادم و در نقش یک تمام کننده حاضر می شدم؛ کار آسانی بود. بگذریم.

    وقتی به سن 9 سالگی رسیدم استقلال با ستاره های آن وقت خود نظیر: علیرضا منصوریان، علیرضا اکبر پور، پاشازاده، زرینچه و... در اوج بود. از آنجا که من عاشق فوتبال سرعتی هستم، بازی های تیم استقلال را دنبال می کردم. در مدرسه در زنگ فوتبال منصوریان می شدم و  گل ها را یکی پس از دیگری وارد دروازه ی تیم حریف می کردم. یادش به خیر همزمان با بزرگتر شدن من درسهای زیادی در زندگی ورزشی خود گرفتم. درسهایی همچون اینکه: شرایط مالی خانواده ی من در حدی نیست که من با استفاده از آن بتوانم یک فوتبالیست حرفه ای شوم و همچنین شرایط نابسامان دیگری که در اطراف من بود مشکلات دیگری برای من رقم می زد.

    متاسفانه در سن 15 سالگی متوجه شدم که در بعضی مناطق آلوده و حتی با حضور در دشت و صحرا دچار تنگی نفس می شوم و این یک مانع بر سر راه من بود. خداحافظ فوتبال؟ اما نه! عباس تو می تونی!! بله!

    برگ بعدی زندگی من ورق خورد! آری! عباس ستاره می شود. شاید باورتان نشود اما باید بگویم بغض گلویم را دارد پاره می کند. 26 خرداد سال 1384به باشگاه خبرنگاران جوان یزد رفتم. در کلاس گویندگی ثبت نام کردم. انجام این کارها به این دلیل بود که می خواستم گزارشگر فوتبال یزد شوم. شهید قندی در لیگ برتر بود و یزد فقدان یک گزارشگر کلاسیک را احساس می کرد. کلاس ها شروع شد. بیهوده ترین کلاسهای عمرم بود. این در حالی بود که تمام هم کلاسیهای من در دبیرستان نمونه ملک ثابت یزد در کلاسهای آمادگی کنکور حاضر شده بودند. در یکی از روز های گرم شهریور 84 استاد اسکندر کوتی به باشگاه آمد تا با جوانان با استعداد یزدی در زمینه ی کار در صدا و سیما دیداری داشته باشد. او با شنیدن نحوه ی گزارش من این را گفت:تو می خواهی مثل فردوسی پور گزارش کنی. خودت باش. این جوری فایده نداره. اگر کسی گزارش فردوسی پور را بخواهد میره خودش رو میاره نه تو رو. پس من به فکر تغییرات در خودم افتادم. 8ماه گذشت. قندی با لیگ خداحافظی کرد. من نیز نتوانستم زمین چمن نصیری یزد را از نزدیک ببینم.

    با توجه به حضور داماد ما یعنی جناب آقای مهندس حسین موسوی نیا در اداره کل منابع طبیعی کرمان، به کرمان رفتم تا شاید بتوانم گزارشگر آنجا شوم. برخورد کرمانی ها اصلا با من جالب نبود. اما تحمل کردم. مس کرمان به لیگ برتر آمد. من نیز به عنوان گزارشگر فوتبال رادیو کرمان برگزیده شدم. لیگ برتر قرعه کشی شد. اولین بازی که باید در کرمان برگزار می شد مشخص شد. هفته دوم:مس کرمان-استقلال تهران یا فاطمه زهرا!!!!!!

    اولین تجربه ی من بود. خدایا شکرت. مسئولین ترسیده بودند. پسر 17 ساله یزدی و عزآبادی-در 90 دقیقه آنتن زنده چه خواهد گفت؟ آیا 20 میگیرد یا صفر؟ من نمی ترسیدم. چون می دونستم دعا خیر مادر و پدرم پشت سرمه. التماس دعا. این بازی باید به طور زنده از دو شبکه ی رادیویی کرمان برای سراسر استان کرمان و رادیو ورزش برای سراسرکشور پهناور جمهوری اسلامی ایران پخش می شد. حال گزارشگر بازی من 17 ساله و یک بچه با انگیزه بودم.متوسل شدم به آقا سید جعفر یزد.24 شهریور فرا رسید.بازی شروع شدو... تمام شد. عباس 20 گرفت. گریه کردم. باورم نمیشد.به هر حال 2 بازی دیگه هم برای رادیو کرمان گزارش کردم. 90 دقیقه زنده:مس کرمان - ذوب آهن اصفهان 90 دقیقه زنده:صبا باطری تهران-مس کرمان(ورزشگاه صباشهر تهران) قرار شد دیگه هیچ یک از بازی های مس از رادیو پخش نشود. اما بازی مس با پیروزی باید پخش می شد چون رادیو ورزش تهران می خواست. باز هم عباس تک و تنها.90 دقیقه تمام شد و من باز هم 20 گرفتم.

    گزارش فوتبال من برای کرمانی ها همینجا تمام شد. اما رادیو ورزش تازه با من آشنا شده بود. من بازیهای والیبال و کشتی و هندبال که در کرمان و شهرستان سیرجان برگزار میشد را به طور زنده و کامل برای رادیو ورزش گزارش کردم. این بازیها عبارتست از:1.والیبال/ گل گهر سیرجان - پیکان تهران 2.والیبال/گل گهر - پگاه ارومیه 3.والیبال/گل گهر - آیدانه چالدران 4.والیبال/ گل گهر-سایپا تهران 5.کشتی/گل گهر-پاس تهران (لیگ برتر کشتی) 6.هندبال/شهرداری کرمان-فولاد مبارکه سپاهان اصفهان. همچنین تمام اخبار و نتایج بازیهای تیمهای ورزشی کرمان که در سطح اول کشور حاظر بودند توسط من و به صورت  ارتباط  زنده-به رادیو ورزش گزارش می شد. در کل تجربه ی خوبی بود.

    اما مهمترین ارتباط من با برنامه ی زنده ی توپ و تور شبکه 3 بود. 17 سال سن را فراموش نکنید. آنقدر توانا گزارش کردم که بهزاد کاویانی مجری توانای این برنامه مجبور شد با گفتن سن و سال من بارها و بارها از من به نیکی یاد کند. افتخار بزرگی بود. در حال حاظر هم من باید در آزمون عملی رشته ی تربیت بدنی شرکت کنم تا به دانشگاه بروم.خیلی استرس دارم. اما آقا سید جعفر پشت سرمه. از من حمایت می کنه. مطمئنم التماس دعا. به همه توان قول می دم آنقدر تلاش کنم که روزی بهترین  مجری و گزارشگر ورزشی ایران و شاید جهان بشم. در سایه سار امن ایمان-پایدار باشید و جاودان یا علی. دوستون دارم.خداحافظ (یکشنبه بیست و نهم مهر 1386)

    پانوشت۳: به امید موفقیت هر چه بیشتر عباس قانع عزآبادی عزیز. انشالله...


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : کرمان ,رادیو ,عباس ,گزارش ,فوتبال ,بازی ,رادیو ورزش ,عباس قانع ,ورزش گزارش ,قانع عزآبادی ,جوانترین گزارشگر ,جوانترین گزارشگر فوتبال ,
    بازگشت قانع عزآبادی به یزد/رویدادهای ورزش دارالعباده را با گزارش پرهیجان و دلنشین عباس عزیز بشنوید

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده